خرید بک لینک
از ۹ صبح تا همین چن دیقه پیش کلاس داشتمممهمش پشت سر همیکشنبه ها واقعا خیلی خسته کننده اس+با یکی از استادامون حرف زدیم قرار شده این ترم هم مقاله بنویسیم، مقاله ای که ترم پیش نوشته بودیم رو فرستادیم برا پذیرش که گفتن با محتوای نشریه تناسب ندارهالبته ما بیستمون رو برا این گرفته بودیم ولی خب پذیرش بشه یه جور دیگه عالی میشه این استادی هم که میخوایم این ترم باهاش مقاله بنویسیم، گف که اگه فعالیت اینجوری دارین بی استثنا بهتون ۲۰ میدم☺ خلاصه اینجوری که من میبینم اکیپ ما هر ترم یه مقاله قراره تحویل بدن برادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش دادخواه تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 14:14

توی آخرین نفس های سال ۴۰۲، به سالی که گذشت فکر میکنم، به اتفاقای خوب و بدی که از سر گذروندم، به موقعیت های تازهی که تجربه کردم، به آدمایی که باهاشون آشنا شدم، به روابطی که کمرنگ تر شدن یا حتی تموم شدن...‌.همه‌ی این‌ها، تک به تک روز ها و اتفاق ها گذشتن و رفتن و حالا چیزی جز خاطره و درس نمونده...حالا یه سال تازه پیش رومونه! اتفاقای به‌روز، موقعیت های تازه، آدمای نوین و حتی مشکلات نوین!امیدوارم این سال تازه پر از اتفاقای خوب برا همه مون باشه، پر از لحظه های شیرین، پر از خنده های از ته دل...امیدوارمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش دادخواه تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 14:14

سلام سلاااااامچطورین؟ خوبین؟ عااا البته نمیدونم هنوز کسی هست که اینجارو بخونه یا نه ولی خب بازم دلم خواست که اینجا بنویسماین روزا که درگیر دانشگاهم مثلا در روز جاری از ۹ صبح کلاس داشتم همین یه ساعت پیش اومدم خونه و واقعا خسته و له شدمو الان باید بخونم برا امتحان پس روز بعدامروز چه تاریخ باحالیهههه صبح میگفتم حیف که برا تاریخ به این قشنگی هیچ برنامه ای نداریممیخوام بنویسم ولی چیزی ندارم برا گفتنشایدم انقد دیگه ننوشتم اصلا نمیدونم چی باید بنویسماگه هنوز کسی این دور و برا هست کامنت بزارین یکم حس خوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش دادخواه تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 14:14

خانوم کوچولو! درس خوندن چهار خط درس میخونم خسته ولو میشمانگار که اون ورژن درس خون من، همونی که چندین ساعتپشت سر هم درس میخوند هیچ وقت وجود نداشته + تاريخ پنجشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 18:8 نويسنده فاطمه | HoMe EmaiL ProFiLeMozHgaN داشتم گفتم خرداد ۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ اسفند ۱۴۰۲ بهمن ۱۴۰۲ آبان ۱۴۰۲ مهر ۱۴۰۲ شهریور ۱۴۰۲ مرداد ۱۴۰۲ تیر ۱۴۰۲ خرداد ۱۴۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ فروردین ۱۴۰۲ بهمن ۱۴۰۱ دی ۱۴۰۱ آذر ۱۴۰۱ آبان ۱۴۰۱ مهر ۱۴۰۱ مرداد ۱۴۰۱ تیر ۱۴۰۱ خرداد ۱۴۰۱ اردیبهشت ۱۴ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش دادخواه تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 14:14

خانوم کوچولو! حال روحی خراب از حال روحی خراب تو دوران پریودی همین قدر بگم کهدیشب ۸ اینا از دانشگاه رسیدم خونه بعد چون سردرد داشتم رفتم خوابیدم، ساعت ۹ و نیم اینا مامانم اومده برا شام صدام کنه من از خواب بیدار شدم دیدین این بچه کوچیکا از خواب که بیدار میشن گریه میکنن؟ دقیقا عین همونا نشسته بودم رو تخت زار زار گریه میکردم مامانم هی می‌پرسید چی شده میگفتم نمیدونم و به گریه کردن ادامه میدادم + تاريخ پنجشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 18:14 نويسنده فاطمه | HoMe EmaiL ProFiLeMozHادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش دادخواه تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 14:14

داشتم درس میخوندم که چیز جالبی فهمیدم میگه که یه شخصی به اسم واتسون بوده که یه بچه ۹ ماهه گیر میاره بعد میاد یه آزمایش روش انجام میدهیه موجود پشمالو رو میاره نشون بچه میده میبینه بچه نمیترسه چن بار تکرار میکنه میبینه نه واقعا بچه نمیترسه بعد میاد وقتی موجود پشمالو رو میاره پیش بچه یه صدای مهیبی هم ایجاد میکنهخلاصه بعد چن بار تکرار کردن بچه میترسه و واتسون خوشحال میشه که ایول کارام حاصل داد و اره دیگه میتونم بگم ترس رو میشه در انسان شرطی سازی کرد.البته من فک میکنم بچه واقعا نترسیده بود فقط چون واادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش دادخواه تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 14:14

خانوم کوچولو! تولد امروز تولدمه!یک سالِ پر از اتفاقِ دیگه گذشت برامو حالا ۱۹ سالگیم داره آغاز میشه...1403/02/10خب دوستان تولدم مبارکتون باشه❤ + تاريخ دوشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 0:1 نويسنده فاطمه | HoMe EmaiL ProFiLeMozHgaN داشتم گفتم خرداد ۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ اسفند ۱۴۰۲ بهمن ۱۴۰۲ آبان ۱۴۰۲ مهر ۱۴۰۲ شهریور ۱۴۰۲ مرداد ۱۴۰۲ تیر ۱۴۰۲ خرداد ۱۴۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ فروردین ۱۴۰۲ بهمن ۱۴۰۱ دی ۱۴۰۱ آذر ۱۴۰۱ آبان ۱۴۰۱ مهر ۱۴۰۱ مرداد ۱۴۰۱ تیر ۱۴۰۱ خرداد ۱۴۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ اسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش دادخواه تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 14:14

خانوم کوچولو! از مجازی تا واقعیت بچه ها بگین در زمان حاضر چیییی شددددبعد از چهار سال بالاخره زهرا رو دیدمخیلیییی حس قشنگی داشت ینی فک کن کسی که سال هاست فقط از پشت گوشی باهاش در ارتباطی رو تو واقعیت ببینیدیشب خیلی یهویی قرار شد صبح هماهنگ کنیم باهم بریم دانشگاه ماالبته دیشب اومدنش قطعی نبود ولی صبح خبر داد که میاد و قرار شد یه جایی همو ببینیم و باهم بریم دانشگاهخلاصه که خیلی خوب بود همه چی خیلی خوش گذشتواقعا خیلی دوست دارم تک به تک دوستای مجازیمو حداقل یه بارم که شده ببینم + تاريادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش دادخواه تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 14:14

خانوم کوچولو! فوبیا یه فوبیای عجیب غریب وجود داره که شخص از کلمات طولانی و بلند میترسهبعد اسم این فوبیا جالبه "هیپوپوتومونستروسسکویپدالیوفوبیا"منی که این فوبیا رو ندارم با خوندن اسمش دچار وحشت از کلمات بلند و کوتاه شدم + تاريخ جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳ساعت 11:2 نويسنده فاطمه | HoMe EmaiL ProFiLeMozHgaN داشتم گفتم خرداد ۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ اسفند ۱۴۰۲ بهمن ۱۴۰۲ آبان ۱۴۰۲ مهر ۱۴۰۲ شهریور ۱۴۰۲ مرداد ۱۴۰۲ تیر ۱۴۰۲ خرداد ۱۴۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ فروردین ۱۴۰۲ بهمن ۱۴۰۱ دی ۱۴۰۱ آذادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش دادخواه تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 14:14

ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطربر من منگر، تاب نگاه تو ندارمبر من منگر، زانکه به جز تلخی اندوهدر خاطر از آن چشم سياه تو ندارمای رفته ز دل، راست بگو! بهر چه امشببا خاطره ها آمده ای باز به سويم؟گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواهمن او نيم، او مرده و من سايه اويممن او نيم، آخر دل من سرد و سياه استاو در دل سودازده از عشق شرر داشتاو در همه جا، با همه کس، در همه احوالسودای تو را ای بت بی مهر! به سر داشت..._سیمین بهبهانی+یه مدتیه که بینهایت عاشق شعرای سیمین بهبهانی شدمشعراش خیلیییی قشنگن خیلی... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش دادخواه تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 12:17

پریشان، پریشانم

چه میگویم؟

نمیدانم!

ز سودای تو حیرانم، چرا کردی فراموشم؟

برمن گذشتی،

سر بر نکردی!

از عشق گفتم،

باور نکردی!

دل را فکندم ارزان به پایت

سودای مهرش در سر نکردی....

_سیمین بهبهانی

برچسب: نویسنده: کیارش دادخواه تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 12:17

صفحه بندی